گوگل خوان

تخته خاكستري

تخته خاکستری قبلی

آمار سایت

لینک Rss مطالب

جستجو

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

خاکستری دست‌ساز پدر سوخته!
07 بهمن 1388 ساعت 00:29
تخته ی دست ساز

هفتم بهمن که می‌شود یاد آن برنامه قدیمی صبحگاهی رادیو می‌افتم که تاریخ را وارسی می‌کرد؛ تقويم تاريخ. شاید هنوز هم برقرار باشد و به همان سبک و سیاق و بعد از آن موسیقی کوتاه و مشهور بگوید که "سه سال پیش در چنین روزی، وبلاگ تخته خاکستری متولد شد" و احیانا و تصادفا، منی که تخته‌ساز این خاکستری کوچک هستم نیز در حال شنیدن تاريخ باشم و مثل پدر ژپتو لبخند بزنم و "پینوکیو"ی دست‌ساز خودم را بیش از همیشه دوست بدارم. مثل همین حالا و روزها که در گسست خودخواسته از همه‌ي مظاهر فرهنگی / هنری/ اجتماعی، در گوشه‌ی انزاوی خود، در آستانه‌ی فردا نشسته‌ام. تنها کسی که نمی‌توانم به او "نه" بگویم (فعلا) همین عروسک پشت پرده است که جای شما خالی، گاهی با هم قهوه هم می‌خوریم و تازگی‌ها اسمش را گذاشته‌ام "خاکستری پدرسوخته!" امروز سه ساله شد اما نمی‌دانم چطور و اصلا چرا تا سی و چند سالگی خودم قد کشیده است. گاهی غر می‌زند که چرا این روزها کمتر به سراغش می‌آیم اما من هم حرف‌هایی برایش دارم که در گوشش می‌گویم و دنیا را چه دیدی، شاید به یک مرخصی اجباری هم فرستادمش؛ که البته چندان طولانی نباشد و صرفا محض این که هوایی عوض کند... و البته قسم می‌خورم که هیچ مشکلی در بین نیست!.. علی الحساب تولد سه سالگی‌اش مبارک باشد و چه بسا اصلا دلم نیامد که چند وقتی از هم دور باشیم. خصوصا در دنیایی که پر از روباه مکار است و خب کی جرات می‌کند یک تخته‌ی خاکستری سه ساله را به امان زمان رها کند!

نظرات (35) | لینک ثابت

 
در امتداد فردا
03 بهمن 1388 ساعت 00:10

در آستانه ی فردا

 

 

 

 

سفر
شبیه مسافر نیست
وقتی که فقط ادامه دارد
تا
... انتهای لذت گمشدگی

نظرات (12) | لینک ثابت

 
به نام پدر
22 دی 1388 ساعت 16:04

دیشب از دوستی شنیدم که یکی از جملات نوشته‌ی من در باره‌ی حامد بهداد باعث رنجش پدر ایشان شده است. به رغم آن که مایل نبوده و نیستم که به حواشی ناخواسته ادامه دهم، اما این که بخشی از نوشته‌ام مورد سوء‌تعبیر واقع شده و باعث چنین تاثیری شده، قطعا با نیت من مغایر است. حرمت همه‌ی پدرها و مادرها فراسوی همه بحث‌ها و جدل‌هاست. به همین دلیل، در راستای حفظ رویه‌ی اخلاق‌مداری که در عرض دو دهه نقد و نگارش خود داشته و دارم، با احترام به جایگاه خانواده، آن جمله را از آن یادداشت برمی‌دارم و برای ایشان سلامت و طول عمر آرزومندم.

نظرات (20) | لینک ثابت

 
چیزی شبیه لمس بلوط
19 دی 1388 ساعت 01:03
ماه يعني نگاه

گاهی
دلم
سنجاب بودن می‌خواهد
چیزی شبیه لمس بلوط
سرخوش
با کمی عطر وحشی
پریدن 
پرواز
در جنگلی که فقط کاج باشد
و نه سرو
یا چنارهای بی‌روح
می‌شود لابه‌لای فلس‌های کاج آرام گرفت
چونان بستری از ساحل و موج
و از گوش‌ماهی‌های تنها
قصه‌ها شنید و آوازها
چیزی شبیه لمس نگاه
یا لذت نیایش
و سجده بر سنگ‌های کوچک ساحلی
که
شبیه
مهر نمازند 

نظرات (13) | لینک ثابت

 
طواف تسلیم
05 دی 1388 ساعت 19:39
سلام و تسلیم

گمان می‌برم مقام حسین در جایگاه تسلیم، عالی‌تر از ابراهیم پیامبر است. شاید امامتی همتای رسالت. ابراهیم، اسماعیل‌ را به مسلخ برد تا گوش به فرمان الهی بسپارد، اما تیغش نبرید و جایگزینی فرستاده شد تا او پاره‌ی جانش را بی‌جان نبیند...و پس از آن بود که او به لیاقت حج و کعبه رسید. حسین، اما از سنگ نشان عبور کرد و پیش از روز قربانی، حج را نیمه رها کرد تا احرامی دگر بندد و طوافی دیگر. کربلا دید که حسین در کمال تسلیم و رضا بود که کودک شش‌ماهه‌ی خود را بر دست گرفت و به مسلخ برد؛ و این بار بی آن که جایگزینی فرستاده شود، همه‌ی معصومیت به خون نشست .

نظرات (18) | لینک ثابت

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS